یه مدتی حالم خوب نبود برای همین حال و حوصله کثیف کاری توی خونه رو نداشتم، یه بار که رفته بودیم پارک، تصمیم گرفتیم همون بازیهای که توی خونه میکردیم توی پارک بکنیم و چقدر هم خوب بود. اول حسابی آب بازی کرد و بعد هم دنبال سنگ و برگ و پرها می گشت و اونها رو می انداخت توی آب .بعد هم بطریشو پر آز آب کرد و ریخت روی خاک کنار باغچه و حسابی گل بازی کرد. تنها کاری که من کردم این بود که مواظبش باشم و آخر سر هم لباسهاشو عوض کردم. بی دردسر کلی پسرمون بازی کرد. واین راه حلی شد برای روزهای مریضیم.