یه چندباری که از جلوی نانوایی رد شده بودیم، حسابی محو تماشای کارهای این نانواها شده بود. یه کم خمیر اماده خریدیم و اومدیم خونه مشغول نون درست کردن شدیم. با وردنه صاف میکردیم و بعد توی ماهیتابه سرخشون کردیم. و چقدر از این کار خوشش اومده بود و بارها و بارها بدون اینکه خسته بشه این بازی رو انجام داد.